فريدون بن احمد سپهسالار

320

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

قونيه ساكن نشده بود ولادت يافت و از كودكى با مريدان پدر محشور بود و گويند در غائلهء شمس الدين تبريزى و در هنگامهء اختلاف مريدان وى هواخواه شمس الدين بود درصورتىكه برادر كهترش چلبى علاء الدين با شمس الدين اختلاف داشت و با مريدان همدست بود . وى دختر صلاح - الدين فريدون زركوب قونيوى را كه از اصحاب پدرش بود بزنى گرفت و پس از مرگ پدرش وسيله فراهم كرد كه چلبى حسام الدين كه تا آن زمان وكيل و نايب پدر بود جانشين او شود و يازده سال بعد كه حسام - الدين درگذشت وى جانشين پدر و پيشواى طريقت شد و سرانجام در روز شنبهء 10 رجب 712 درگذشت و در جوار پدر به خاكش سپردند و پسرش جلال الدين امير عارف جايش را گرفت . سلطان ولد را در تصوف آثار چنديست از آن جمله مثنوى بزرگى كه بنام ولدنامه معروف و شامل سه قسمتست : ابتدانامه و انتهانامه و رباب‌نامه و آن را بنام الجايتو پادشاه مغول به پايان رسانده و ديوان غزلياتى هم ازو مانده و كتابى بنثر بنام « معارف » نوشته است و در اشعار خود گاهى ابياتى به زبان تركى و گاهى هم به زبان يونانى سروده است و در آثار او مطالب بسيار در احوال مشايخ اين طريقت هست . از آثار سلطان ولد غزلياتش در ضمن كليات شمس تبريزى در لكنهو چاپ شده و پيداست كه نسخه‌اى از غزليات مولانا جلال الدين كه در ذيل آن غزليات سلطان ولد بوده بدست كاتبى افتاده و وى آن دو كتاب را با هم مخلوط كرده و به ترتيب حروف هجا درآورده و سپس از روى آن در لكنهو چاپ كرده‌اند لذا تميز آن غزليات آسانست